خورشید شب

چندی پیش؛ همان زمان که هنوز می نوشتم؛ یک شخص که خودش را دوست معرفی کرده بود(بدون هیچ رد و نشانی) یک نظر اجمالی برای تمام نوشته های این وبلاگ گذاشت؛ بعد از چندی امروز به آن برخوردم

"اوست که تمام بندگانش را برای خود آفرید، پس گفت بدان که همه چیز را برای تو آفریدم و تو را برای خودم پس اگر کسی را دوست میداری باید به خاطر من دوستش داشته باشی و اگر دشمن داری به خاطر من دشمنش داری و بدان که اسرار تمام کمالات و جمالات در بندگی من نهفته است پس بسوی من آی تا دشمنت را نشانت دهم و دوستت را نشانت دهم و بدان که من از هر مهربان و دلسوزی بر تو مهربانترم و منم که زیبایی را از زیبایی خود خلق کردم! ای فرزند آدم تا از نفسانیت و نافرمانیم و بندگی شیطان دست برنداری به جمال من نرسی و اگر ذره ای آن را درک میکردی محو زیبایی جمالم میشدی و هر کسی را به خاطر فرمان من دوست میداشتی و میدانستی که سرچشمه هر خیری در ید قدرت من است ، آنگاه بر فقر خود نسبت به من آگاه میشدی و فقط دست گدایی بر آستان من باز مینمودی و از غیر من برائت میجستی مانند ابراهیم خلیل که حتی جبرئیل را از خود راند و گفت اوست که بر احوال کمین بنده اش آگاه است ! آنگاه هر ناگواری را گوارا میدانستی چون وقتی یقین کنی که هر خیری بدست من است و من مهربانتر از پدر و مادر به اولادم ، بی شک همان ناگواری را که به بنده ام اراده نموده ام به نفع اوست!"

 

شاید در ابتدا خیلی راحت رد شدم؛ اما الان کلمه کلمه و حرف به حرف آن را می فهمم.

به هر حال جا دارد از این دوست که هنوز هم نمی دانم کیست کمال سپاس گذاری را داشته باشم به خاطر این دیدگاه جامع و کاملش

نوشته شده در ۱۳٩۳/٥/۱٦ساعت ۸:٤٩ ‎ب.ظ توسط خورشیدشب نظرات () |

Design By : Mihantheme