خورشید شب



دیگر هیچ چیز را به یاد نمی آورم از گذشته
دیگر نمی توانم به گذشته فکر کنم
همه ی آنچه که بودم را فراموش کرده ام
زیرا که زندگی من از همین الان شروع شده
انگار همین چند لحظه پیش به دنیا آمدم
زندگیم تازه می شود با هربار پلک زدنت
عمری تازه می گیرم با هر بار نگاهت
تمام ترسم از زندگی یک لحظه نبودنت است
سرتا سر فکرم پر شده از تو،از وجود تو
همه ی هست های من تو هستی
شک نکن، نیستی تو، نیستم خواهد کرد

نوشته شده در ۱۳٩۱/۳/۱٥ساعت ۱۱:٠۳ ‎ب.ظ توسط خورشیدشب نظرات () |

Design By : Mihantheme