خورشید شب

من خواهم آمد

از دور، از جایی که نخواهی دید

از سرزمینی به رنگ خاکستری

که کوچه ها و محله هایش از جنس خاطرات است

مردمانش مردگانی که فقط راه می روند

خورشیدش طلوع نکرده به غروب می رود

درختان خشک و شکسته

مجسمه هایی پیر از جنس سنگ به رنگ سبز

خانه ها مدام در آتش جنگ می سوزد

دوست داشتن ها مرده، سقف دل ها کوتاه

آری روزی از اینجا سفر خواهم کرد، به سویت خواهم آمد

########################

سکوت خواهم کرد تا بشنوم درونت را

شنیده می شود رقص زیبای کلمات بین لبانت

حس می شود تنازی پلک هایت روی دنیایم

نوشته شده در ۱۳٩٢/٢/۱٢ساعت ۳:٤٢ ‎ب.ظ توسط خورشیدشب نظرات () |

Design By : Mihantheme