خورشید شب

 

قلم چه عشقانه فروود می آید بر روی کاغذ هرزه
کاغذی که قلم را به جوهر درونش می فروشد

خورشید هروز به جای جای زمین می تابد و همه ی خوبی ها بدی هایش را در بر می گیرد
غافل از آن است که زمین هرشب همه ی پاکیش را به سوی ماه ارزانی میکند
همه ی شبانه اش را با ماه ای می گذراند که نورش هم از آن خودش نیست

عاشق ها دل به معشوق هایی می بندند که خود عاشق دیگری اند
نوشته شده در ۱۳٩٢/٢/۱٢ساعت ٤:٠۱ ‎ب.ظ توسط خورشیدشب نظرات () |

Design By : Mihantheme