خورشید شب

تا دیروز هرکس به قلبم می نگرید 
تنها چیزی که می دید خودش بود

تا دیروز در های قلبم بسته بود
کسی نبود که توان باز کردنش را داشته باشد

تا دیروز چشمانم فقط انعکاس نور داشت
همه فقط وفقط نور خودشان را می یابیدند در چشمانم

اما امروز...!
امروز با نگاه تو
چهار چوب قلبم لرزید
آیینه ی دلم شکست
آری تنها کسی بودی که به قلبم آمدی
وقتی چشمانت در چشمانم گیر می کرد...

 

پ.ن: از آن گذشته است ;) 

نوشته شده در ۱۳٩٢/٢/٢٠ساعت ۱٢:٠٧ ‎ب.ظ توسط خورشیدشب نظرات () |

Design By : Mihantheme