خورشید شب

هنوز هم می نویسم
هنوز هم دستم به قلم می رود
هنوز هم می تونم به خوبی درک کنم
فواصل هرچند که خیلی طولانی است
ولی می توان از یک راه تاریک و خاموش
که هیچ کس از آن خبر ندارد به آن رسید
می توان شنید و دید و هیچ چیز نگفت
ولی می توان همه ی آن ها را نوشت
می توان نوشت تا دیگری بخواند و گفت
می توان از روز های سخت تجربه گفت
می توان از نبودن های غرور گفت
می توان از آمد شد های احساسی گفت که سالهاست انگار باید خاک می شد
نمی دانم چرا این احساس تجزیه نمی شود
هر بار که نقش قبرش می کنم هنوز زنده است و سر حال
شاید نباید دیگر خاک شود
باید بی آید و بار دیگر زیر پر و بالم را بگیرد
کاش من را پیدا کنی...

نوشته شده در ۱۳٩٢/۳/٩ساعت ۱:٢٠ ‎ب.ظ توسط خورشیدشب نظرات () |

Design By : Mihantheme